حرف های زیبا سری۱۸ از دوست خوبم الهه

ساعـت کـه زنـگ مـیزنـد… مـُدام بـه ایـن فـکر مـیکنـم کـه تــو از سـاعت هـم کـمتـری…؟!
*******************************
وقتی قراره كه من نقش زاپاس رو بازی كنم، ازم انتظار نداشته باش كه دعایی غیر از پنچر شدنت برات بكنم، اینو بفهم
*******************************
خودت گفتی: تا آخرش هستم...
من ساده بودم؟!
یا تو زود به انتها رسیدی...؟
*******************************
کاش این قلم نشانی تو را می نوشت نه در به دری مرا
*******************************
میدونی بغض یعنی چی؟ یعنی نرو
*******************************
عشق من شبيه باران نيست که گاهی
بيايد و گاهي نه
عشق من شبيه هواست
ساکت اما
هميشه در اطراف تو
*******************************
ناگزیر از سفرم، بی سروسامان چون باد
به گرفتار رهــــــــــایی نتوان گفت آزاد!
*******************************
آه از این ثانیه ها هیچ گاه پا به پای دلم گام بر نداشتن
*******************************
فکر تخریب من نباش!
به آخر که رسیدی دست تکان بده خودم فرو می ریزم !!
فقط پلی بودم برای عبورت
*******************************
جدایی نادر از سیمین اسکار میگیرد و جدایی تو از من عمرم را
*******************************
همـه چیز را هم که تقصیر من بیندازی امــــــا عاشق شدن من تقصیر تو است!!
*******************************
بر تشنگــــــیام چــه آتشها که نمیبـــارد پشت خــــم نکردم اما، دل اگــــــر خــم کردهام، از نيامدن توست...
*******************************
یک متن سـاده را صد بار می خوانـم و هیــچ نمی فهمم اش! نگـو که رفتنت عوارضی نداشت. . .
*******************************
جنگ بین من و تو خيلي وقت پيش بايد به پايان مي رسيد اگــر، چشمانت آتش بيار معركه نمي شدند...
*******************************
از ماجراي عشقت رو سپيد بيرون آمدند موهــايم
*******************************
به بند بند ِ تنم، ذکر یا حبیب بگو
و روزه ای که ندارد ثواب، باطل کن...
*******************************
تقصیر من نیست به نِیستان آمده ای شِکوه ها خواهی شنید . . .
*******************************
کاش عینکی بودم بر چشمانت
*******************************
همینطوری دلم می خواهد گریه کنم بس که مرا همینطوری تنها گذاشتی...!
*******************************
از من مخواه که به اذن تو اقتدا کنم عمری است عاشقم و عشق بایدی است
*******************************
از خـــوب ها بیشتـــر می ترسم! یـــک روز تـــو خــوب مـــن بودی...!
*******************************
قـدم زدن در پـیاده رو
جـای خـالی ِ تـو را به رُخـــم مـی کـشد...!
بـرای همـین
همـیشه دوسـت داشـتم
روی جـدول هـا راه بـروم...
*******************************
ديشــب يهـــو دلــــم کودتـــــــا کـــــرد!
تـــــــو رو ميخــــواســـت...
دوره ي دمـوکــــراســي گذشتــــه، سرکوبــش کــــردم
*******************************
خدایا، بیا مثل دو تا مرد بشینیم سنگامونو با هم وا بكنیم. آخه تو مشكلت با من چیه؟
*******************************
اين روز ها ناقــــص الــــــخلقه ام دل و دمـــاغ ندارم...!
*******************************
جای خالیت پر نمیشود دیگر؛ حتی… با خودت!…
*******************************
درد میچکد قطره قطره... از بلوطِ چشمانم!!! هوای جنگل قلبم همیشه بارانی ست...
*******************************
تنها نیستم ولی... اینهمه آدم هیچکدام "تو" نمیشوند.
*******************************
ﺣﺎﻻ ﻫﻤﻪ ﯼ ﮐﻼﺳﻬﺎﯼ ﺯﺑﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﻭ ....ﭼﻪ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﮐﻪ ﺯﺑﺎﻥ آدميزاد ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯽ
*******************************
ازهیچ گلایه می سازی، از همه چیز بهانه، من کجای این نمایشم!
*******************************
غمگینم، چونان پیرزنی که آخرین سربازی که از جنگ برمیگردد، پسرش نیست.
*******************************
سرم متورم شده، دکترها میگویند: توده ای از حرف های نگفته است
*******************************
هوای دلت را داشته باش!
بر زمینش نزنی...
قصه ی زخم و نمک را که می دانی؟!
*******************************
عمر من به گناهکاری است شبیه که هر لحظه در انتظار اعدام است
*******************************
به جنونم می کشانی وقتی که در تکرار کوتاه یک دیدار، به رفتن می اندیشی
*******************************
لطفا پلک مرا بردار به ابرویم گره بزن تا دیگر اشتباهی خواب آمدنت را نبینم...
*******************************
گزارش سازمان هواشناسی، هرچه میخواهد باشد پس از تو هوا پس است!
*******************************
خداوندا پرسشی دارم وقتی دلت برای کسی تنگ می شود چه حالی می شوی؟؟ راستی تو از بنده هایت خاطره داری؟
*******************************
گاهی اوقات؛ آن کسی که میخندد میخواهد حواست را از چشمهای گریانش پرت کند
*******************************
قبل از "خدا حافظی" بر نگــــردید و عقب نگاه نکید. بد دردرسری میشه این " آخرین نــــگاه " !!!
*******************************
لباسی را که از تنت در میاری و بی توجه پرتش می کنی
من آرزوی بوییدنش را دارم...
*******************************
ترک کردن آدمها هم آدابی دارد!
اگر آداب ماندن نمیدانید
لااقل
درست ترکشان کنید
تا ترک برندارند...
*******************************
عـلـم بـه خـط ِ فاصـلـه میـگفـت خــط ِتیـره!
خـوب میـدانسـت؛
فـاصـله ها چـه به روزگـار آدم می آورد...
*******************************
گاهی... آنقدر واقعیت داری كه دست هایم هوایت را در آغوش می گیرد...
*******************************
اینـــگونه عـــادلانــه نیست چشــمـــانت را زمیـــن بگذار، بیـــا دست خـــالی بجنگـــیم....!!
*******************************
بعد از تو من، حیات پس از مرگ را باور کردم...
*******************************
خدایا
کاش اعتراف کنی
جهنمی در کار نیست
برای ما
همین روزهای برزخی زمینی کافیست!
*******************************
من هنوز این جای دلم درد می کند... همین جا که تویی
*******************************
وقـتی کـه نیـستی ... پـرنـده خیـالـم بـه سـرش مـی زند...
کـه خـود را حلـق آویـز کـند از دار دلتنگی ات!... بـه دادش نمـی رسـی؟
*******************************
دل آرام را بی تاب میکنی! دل بی تاب را آرام!
آخرش نگفتی: تو، دردی یا درمان؟
*******************************
"دل" اشتـــــباه ترین اتفاق دنیاست! بسته میشود آنــــجا که نبــــــاید؛ کنــــده میشود از جایی که نباید.
*******************************
آدمــــهـا کـه " عـوض " می شونـد ...
از " سـلام " و " شـب بـخیـر " گـفتـنشان
مـی شود ایـن را فـهمیـد!
از "بوسه هایشان "
از " حـرف هـا " و " نـگاه هـا "
ازگـودال هـایِ عـمیـقی کـه
بیـن تــو و خـودشان می کنـند
و تـویـش را پُــر از دلیـل مـی کُنـند...!
*******************************
میگویند زمان طلاست. اما من چشیدم دروغ میگویند زمان آتش است گذرا نیست ثانیه به ثانیه اش میسوزاند و تا به شعله ات نکشد نمیگذرد...
*******************************
آنهايی كه با من و شما "راه" نمی آيند، برای ديگران می دوند...!!
*******************************
خواستم هرچه را که بوی تو میداد بسوزانم، جانم آتش گرفت...
*******************************
ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺍ
ﺑﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﺎﺻﺪﺍ ﻣﻲ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ
ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻟﺶ ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ
ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﺻﺪﺍ
*******************************
حاصل سبزترین باور من
برگ زردیست که از لای ورق های دلم میریزد.
مانده ام سخت غریب!
دیگر از سبز ترین حادثه ها میترسم
*******************************
چه گرم نشسته است
بر انجماد لبهایم بوسه هایت
این روزها مرا بیشتر ببوس
که دریافته ام دنیا همان تمنای بوسه های توست
*******************************
دیدن عکست... تمام سهم من است از " تو " آن را هم جیره بندی کرده ام تا مبادا توقعش زیاد شود! دل است دیگر ممکن است فردا خودت را از من بخواهد
*******************************
اشتباه از من بود پر رنگ نوشته بودمت به سختی پاک میشوی!
*******************************
آرزو هایم
هوایی شده اند...
مدام بر باد می روند...!
*******************************
خدایا من از هر دستی که دادم دست دیگرم فقط انتظار کشید...
*******************************
مردها زنهای قوی را ستایش می کنند اما هیچگاه آنها را برای دوست داشتن نمی خواهند
*******************************
سیلــــی واقعیت رو درست اون وقتی می خوری که وسط زیباترین رویاهات هستی
*******************************
بی گناهم ولی همیشه محکوم...
*******************************
پر از بی تو بودن است شعر هایم محض بی کسی واژهایم... برگرد
*******************************
در دلم کودکیست که بی تو بودنش را نق میزند!
من هیچ. لا اقل بهانهِ او باش...
*******************************
سیگارش را می گذارد زیر لبش و می گوید: آتیش داری؟!
جواب می دهم: توی جیبم که نه, ولی در دلم دارم ... به کارت می آید؟!!
*******************************
غربت چنان سخت است
که در من هر چه هست
همه با من بیگانه اند...
غربت غرور مرا
یکباره در من کشت
من در غربت نیستم
غربت در من است
*******************************
قهوه ات را نصفه خوردی سرنوشت من ته فنجان نا تمام ماند
*******************************
مگر میشود عاشق شد و باز هم بود؟
عاشقی نیستی میاورد
کاش دلم خبرم میکرد... حدقل قبلش باخودم خداحافظی میکردم
*******************************
من بیدی نبودم که با این بادها بلرزم... ولی رفتنت باد نبود طوفان بود, ریشه دلم را از جا کند
*******************************
منبع:http://albaloooo.blogfa.com