آهنگ جدید Taylor Swift به نام State of Grace

سلام.آهنگ فوق العاده زیبا از تیلور که معرکه هست.

 

لینک های دانلود:

Download1

Download2

Download3

ترجمه آهنگ:

State of Grace

I’m walking fast through the traffic lights

به سرعت چراغهای راهنمایی را پشت سر میگذارم

Busy streets and busy lives

خیابانهای شلوغ و زندگیهای مشغول

And all we know is touch and go

و همۀ آنچه میدانیم، مخاطرهآمیز است

We alone with our changing minds

ما، تنها، با افکار متغیرمان

We fall in love till it hurts or bleeds, or fades in time

عاشق میشویم تا پای جراحت یا خون، یا آنکه به مرور زمان (آن عشق)محو شود

And I never saw you coming

و هیچگاه آمدنت را ندیدم

And I’ll never be the same

و هیچگاه همچون گذشته نخواهم بود

You come around and the armor falls

تو میآیی و زره فرو میریزد[۱]

Pierce the room like a cannon ball

فضا را همچون گلولۀ توپ میشکافی

Now all we know, is don’t let go

حال همۀ آنچه میدانیم، رها نکردن است

We are alone just you and me

تنهاییم، تنها تو و من

Up in your room and our slates are clean

بالا در اتاق تو و آمادۀ شروعی تازهایم[پاک بودن لوحسنگ]

Just twin fire signs, four blue eyes

تنها نشانهای دوگانۀ آتش، چهار چشم آبی

So you were never a saint

خوب تو هیچوقت یک قدیس نبودی

And I love the Sade’s are wrong

و من عاشق اینم که اشتباه میکنیم

We learn to live with the pain

ما میآموزیم که با درد زندگی کنیم

Mostly of broken hearts

دردی غالباً حاصل قلبهای شکسته

But this love is raging and wild

اما این عشق،طوفانی و وحشی است

And I never saw you coming

و من هیچگاه گمان نمیبردم بیایی

And I’ll never be the same again

و هیچگاه همچون گذشته نخواهم بود

This is a state of grace

این یک محل لطف[لطف الهی یا Grace of God] است

This is a worthwhile fight

این نبردی ارزشی است

Love is a ruthless game

عشق بازی بیرحمانهای است

Unless you play it good and right

مگر آنکه آن را خوب و درست بازی کنی

These are the hands of fate

اینها دستان سرنوشتند

You’re my Achilles heel

تو پاشنۀ آشیل[ نقطه ضعف ] منی

This is the golden age of something good

این، عصر طلایی چیزی است خوب

And right and real

و درست و حقیقی

And I never saw you coming

و من هرگز آمدنت را ندیدم

And I’ll never be the same

و هرگز همچون گذشته نخواهم بود

منبع:http://taylor-swifty.tk

آهنگ جدید و فوق العاده Taylor Swift - I Knew You Were Trouble+ترجمه آهنگ

سلام.فکر کنم اولین وبلاگ و سایت ایرانی باشیم که این آهنگ رو واسه دانلود قرار میدیم.

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای تیلور به نام I Knew You Were Trouble

دانلود

لینک دانلود برگرفته از taylor-swifty.tk

mediafire

Rodfile

 

ترجمه آهنگ:

I Knew You Were Trouble

Once upon time
روزی روزگاری
A few mistakes ago
قبل از چند اشتباه کوچیک
I was in your sights
من در معرض دید تو بودم
You got me alone
منو تنها پیدا کردی
You found me
منو پیدا کردی
You found me
منو پیدا کردی
You bound me
منو وابسته کردی


I guess you didn't care
فکر میکنم اهمیتی ندادی
And I guess I liked that
و فکر میکنم از این کار خوشم اومد
And when I fell hard
و وقتی که سخت عاشق شدم
You took a step back
قدمی به عقب برداشتی
Without me, without me, without me
بدون من،بدون من،بدون من

And he's long gone
و او شیفته و عاشقه
When he's next to me
وقتی که کنارمه
And I realize the blame is on me
و من میفهمم که سرزنش روی منه

Cause I knew you were trouble when you walked in
چون وقتی وارد شدی میدانستم که دردسری
So shame on me now
حالا کلی سرزنش روی منه
Flew me to places i'd never been
به جاهایی منو برد که تا حالا نرفته ام
So you put me down oh
پس تو (همه چیز رو)گردن من انداختی،آه
I knew you were trouble when you walked in
وقتی وارد شدی میدانستم که دردسری

So shame on me now
حالا کلی سرزنش روی منه
Flew me to places i'd never been
جاهایی منو برد که تا حالا نرفته ام
Now i'm lying on the cold hard ground
حالا روی زمین سخت و سرد دراز میکشم
Oh, oh, trouble, trouble, trouble
اوه،اوه،دردسر،دردسر،دردسر
Oh, oh, trouble, trouble, trouble
اوه،اوه،دردسر،دردسر،دردسر


No apologies
هیچ عذرخواهی ای درکار نیست
He'll never see you cry
هیچوقت گریه کردنت رو نمی بینه
Pretend he doesn't know
وانمود میکنه که نمیدونه
That he's the reason why
که اون دلیل

You're drowning, you're drowning, you're drowning
گرفتار شدن توئه،گرفتار شدنت،گرفتار شدنت

And I heard you moved on
شنیدم که گذشته ای
From whispers on the street
از همه زمزمه های توی خیابان
A new notch in your belt
شکافی جدید روی هیجانت
Is all I'll ever be
چیزیه که برای همیشه خواهم بود

And now I see, now I see, now I see
و حالا می بینم،حالا می بینم،حالا می بینم

He was long gone
که او شیفته و عاشق بود
When he met me
وقتی که منو دید
And I realize the joke is on me
و من فهمیدم که مایه خنده منم


I knew you were trouble when you walked in
چون وقتی وارد شدی میدانستم که دردسری
So shame on me now
حالا کلی سرزنش روی منه
Flew me to places i'd never been
به جاهایی منو برد که تا حالا نرفته ام
So you put me down oh
پس تو (همه چیز رو)گردن من انداختی،آه
I knew you were trouble when you walked in
وقتی وارد شدی میدانستم که دردسری

So shame on me now
حالا کلی سرزنش روی منه
Flew me to places i'd never been
جاهایی منو برد که تا حالا نرفته ام
Now i'm lying on the cold hard ground
حالا روی زمین سخت و سرد دراز میکشم
Oh, oh, trouble, trouble, trouble
اوه،اوه،دردسر،دردسر،دردسر
Oh, oh, trouble, trouble, trouble
اوه،اوه،دردسر،دردسر،دردسر


When your sadest fear comes creeping in
وقتی که غمیگن ترین ترست درحال خزیدن وارد میشه
That you never loved me or her or anyone or anything
که تو هیچوقت منو یا اونو یا هرکس و هرچیز دیگه ای رو دوست نداشتی
Yeah
آره

I knew you were trouble when you walked in
چون وقتی وارد شدی میدانستم که دردسری
So shame on me now
حالا کلی سرزنش روی منه
Flew me to places i'd never been
به جاهایی منو برد که تا حالا نرفته ام
So you put me down oh
پس تو (همه چیز رو)گردن من انداختی،آه
I knew you were trouble when you walked in
وقتی وارد شدی میدانستم که دردسری

So shame on me now
حالا کلی سرزنش روی منه
Flew me to places i'd never been
جاهایی منو برد که تا حالا نرفته ام
Now i'm lying on the cold hard ground
حالا روی زمین سخت و سرد دراز میکشم
Oh, oh, trouble, trouble, trouble
اوه،اوه،دردسر،دردسر،دردسر
Oh, oh, trouble, trouble, trouble
اوه،اوه،دردسر،دردسر،دردسر


I knew you were trouble when you walked in
وقتی وارد شدی میدانستم که دردسری
Trouble, trouble, trouble
دردسر،دردسر،دردسر
I knew you were trouble when you walked in
وقتی وارد شدی میدانستم که دردرسری
Trouble, trouble, trouble!
دردسر،دردسر،دردسر

عکس های تیلور سری35(فوق العاده)

سلام.روزتون خوش.

دراین پست عکس های جدید و زیبای تیلور را قرار دادم.نظر یادتون نره




برای دیدن ادامه عکس ها روی لینک زیر کلیک کنید:

http://fly2love.blogfa.com/post/164

آهنگ جدید تیلور RED +ترجمه آهنگ

اینم اون سورپرایزی که تیلور چند وقت پیش گفته بود!!!!

دانلود اهنگ جدید و فوق العاده زیبای تیلور به نام RED

با کیفیت MP3 320

این اهنگ خیلی خیلی قشنگه و ترک اصلی البوم RED نیز میباشد

دانلود۱

دانلود۲

Download – MediaFire


Taylor swift’s RED

Loving him is like driving a new Maserati down a dead end street

عشق اون مثل راندن یک مازراتی نو در جاده ای بن بست است!!

Faster than the wind

سریع تر از باد

Passionate as sin, ended so suddenly

وحشیانه چون گناه. با پایانی بسیار ناگهانی

Loving him is like trying to change your mind

عشق اون مانند تلاش کردن برای تغییر دادن ذهنت هسته

Once you’re already flying through the free fall

گویی تو در حال پروازی به هنگام یک سقوط آزاد

Like the colors in autumn

مثل رنگ ها در پاییز

So bright just before they lose it all

ابتدا خیلی روشن می شوند قبل از اینکه کاملا بی رنگ شوند

Losing him was blue like I’d never known

از دست دادن او به رنگ آبی بود گویی من هرگز نمیدونستم

Missing him was dark grey all alone

دلتنگی برای اون خاکستری تیره بود و بس

Forgetting him was like trying to know somebody you’ve never met

فراموش کردنش مانند تلاش برای شناخت کسی بود که هرگز ملاقاتش نکردی

But loving him was red

اما عشق او سرخ بود

Loving him was red

عشق او سرخ بود

Touching him is like realizing all you ever wanted was right there in front of you

لمس او همچون درک این بود که آنچه تو همیشه می خواستی درست روبروت بود!

Memorizing him was as easy as knowing all the words to your old favorite song

به خاطر سپردن وجودش به آسانی دانستن تک تک کلمات آهنگ قدیمی مورد علاقه ات بود

Fighting with him was like trying to solve a crossword and realizing there’s no right answer

مبارزه با او مثل تلاش برای حل یک جدول و سرانجام فهمیدن این حقیقت که پاسخی برای آن وجود ندارد ، بود

Regretting him was like wishing you never found out love could be that strong

پشیمان شدن نسبت به عشق او همچون آرزو کردن این بود که تو هرگز نمی فهمیدی که عشق میتواند به این اندازه قوی باشد

Losing him was blue like I’d never known

از دست دادن او به رنگ آبی بود گویی من هرگز نمی دونستم

Missing him was dark grey all alone

دلتنگی برای او خاکستری تیره بود و بس

Forgetting him was like trying to know somebody you’ve never met

فراموش کردنش مانند تلاش برای شناخت کسی بود که هرگز ملاقاتش نکردی

But loving him was red

اما عشق او سرخ بود!

Oh red burning red

اوه! سرخی چون قرمز آتشین!

Remembering him comes in flashbacks and echoes

خاطرات او بر می گردند در فلاش بک ها و انعکاس های پراکنده

Tell myself it’s time now, gotta let go

به خود می گویم زمان آن فرارسیده! باید فراموشش کنی!

But moving on from him is impossible

اما گذشتن از او غیر ممکن است!

When I still see it all in my head

آن هم در حالی که من هنوز همه آن خاطرات را در ذهن می بینم

Burning red!

سرخ اتشین!!

Darling it was red!

عزیزم اون سرخ بود

Oh, losing him was blue like I’d never known

اوه از دست دادنش آبی بود گویی من هرگز نمیدونستم

Missing him was dark grey all alone

دلتنگی برای او خاکستری تیره بود و بس

Forgetting him was like trying to know somebody you’ve never met

فراموش کردنش همچون تلاش برای شناختن کسی بود که هرگز ملاقات نکردی

Cause loving him was red yeah yeah red

چرا که عشق او سرخ بود بله بله! سرخ!!

We’re burning red

ما سرخ آتشینیم

And that’s why he’s spinning round in my head

و اینست دلیل اینکه او در ذهن من می چرخد

Comes back to me burning red

سرخ آتشین به من باز می گردد

Yeah yeah

اره اره

Cause love was like driving a new Maserati down a dead end street

زیرا عشق همچون رانندگی با یک مازراتی نو در خیابانی بن بست بود

داستان کوتاه سه پیرمرد

داستان کوتاه سه پیرمرد

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»


عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
 شوهرش به او گف
 ت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»
 زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»
 زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»
 زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»
 فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
 مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
 عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»
 پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست!

 بله… با عشقه که میتونید هر چیز یکه می خواهید به دست بیاردید .

مرا بغل کن

مرا بغل کن

روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کردبراى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت:...

مرا بغل کن. زن پرسید: چه کار کنم؟ و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند، شوهرش با تعجب پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم. زن جواب داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند. شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى "مرا بغل کن" چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است.

ماجرای انتخاب همسر برای شاهزاده چین

ماجرای انتخاب همسر برای شاهزاده چین

دویست و پنجاه سال پیش از میلاد؛ در چین باستان؛ شاهزاده ای تصمیم به ازدواجگرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند، تا دختری سزاوار را انتخاب کند.

 

وقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید غمگین شد چون دختر او هم مخفیانه عاشق شاهزاده بود. دختر گفت او هم به آن مهمانیخواهد رفت.

 

مادر گفت: تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد: می دانم که شاهزاده هرگز مرا انتخاب نمی کند، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم.

 

روز موعود فرا رسید و همه آمدند. شاهزاده رو به دختران گفت: به هر یک از شما دانه ای می دهم، کسی که بتواند در عرض شش ماه زیباترین گلرا برای من بیاورد، ملکه آینده چین می شود.
...

 

همه دختراندانه ها را گرفتند و بردند. دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت. سه ماه گذشتو هیچ گلی سبز نشد، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود، گلی نرویید.

 

روز ملاقات فرا رسید، دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدانهای خود داشتند.

 

لحظه موعود فرا رسید شاهزاده هر کدام از گلدانها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود!

 

 همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است.

 

شاهزاده توضیح داد: این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند: گل صداقت... همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود...

آهنگ جدید استاد معین به نام مردم

دانلود آهنگ جدید , فوق العاده زیبا و شنیدنی و استثنایی استاد معین به نام مردم …

(ترانه سرا : افشین مقدم , آهنگ و تنظیم : علیرضا افکاری )

MP3 320:

Download۱

Download۲

Download۳